جلال الدين الرومي

65

مجالس سبعه مولانا ( فارسى )

گفت : وقت كدام باشد ؟ گفتند روزى كه پادشاه خوش طبع « 1 » باشد و با ما خندان باشد آن ساعت رحمت « 2 » در جوش باشد . ( اغتنموا الدّعاء عند الرقّة ) رسول مىفرمايد كه آن ساعت كه دلهاى شما تنگ شود و ديدهاى شما پرآب شود ، سوزى و نيازى پيدا شود ، آن ساعت وقت حاجت خواستن است . غنيمت داريد كه آن ساعت در رحمت باز است ، حاجتها بخواهيد . رباعى اى باد سحر ، بكوى آن سلسله موى * احوال دلم بگوى ، اگر باشد روى ور زانك بر آب خود نباشد مه روى * زنهار مرا نديده‌اى ، هيچ مگوى * * * * * زين من و صبر من ترا چه شود * گر مرا آتش بسوزد ، گو بسوز تا روزى پادشاه شكارهاى خوش « 3 » كرده بود و سخت شادمان و خندان بود ، پادشاه ابد و ازل « 4 » را شكار عزيز ، دل عاشقانست كه ( انّ اللَّه يفرح بتوبة عبده المؤمن ) زهى تقاضاى رحمت كه بندگان را بگريزاند به غيرت و بيگانه كند و باز شكار كند برحمت . رباعى اى آنكه ز خاك تيره نطعى سازى * هر لحظه درو صنعت ديگر بازى گه مات كنى و گه بدارى قايم * احسنت ، زهى صنعت با خود بازى اميران چو شاهرا شادمان ديدند و درهاى رحمت را باز يافتند ، جمله بخدمتش زانو

--> ( 1 ) - خوش طبع و گشاده نسخه . ( 2 ) - آن رحمت . ( 3 ) - شكارهاى عجب نسخه . ( 4 ) - ازل و ابد نسخه .